شعر آیینی
شعر آیینی و مذهبی
یک شنبه 8 دی 1392برچسب:, :: 6:51 :: نويسنده : محمد ما عمه چرا لانه و کاشانه نداریم ما خاک نشینیم مگر خانه نداریم در بین همه مردم این شهر مگر ما جایی به جز از گوشه ویرانه نداریم در این قفس ای عمه که بی فرش و چراغ است جز زمزمه و آه غریبانه نداریم بیداد که پاشید ز هم محفل ما را ما بلبل و شمع و گل و پروانه نداریم
بابم به کجا رفته که از ما خبرش نیست ما هم خبری عمه ز جانانه نداریم
در گوشه ویرانه نه قوت و نه غذایی ما هیچ به جز آه یتیمانه نداریم
« عاجل » به جهان قبله گه و باب امیدی جز مرقد آن کودک دردانه نداریم نظرات شما عزیزان:
موضوعات آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |